تبلیغات
طراحی امروز - مطالب طراحان صنعتی

اسکچ های کریم رشید

پنجشنبه 16 خرداد 1392 08:15 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 









بنیانگذار «فراری» درگذشت

دوشنبه 19 تیر 1391 07:45 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 




«سرجیو پنینفارینا» از دانشگاه پلی تکنیک تورین ایتالیا و در رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شد.
وی از دهۀ ۳۰ میلادی، زمانی که پدرش طراحی خودرو را بنیان نهاد وارد دنیای اتومبیل شد.
نام «فراری» با نام خانوادۀ پنینفارینا عجین شده است چرا که به مدت نیم قرن عهده دار طراحی تقریبا تمام مدلهای «فراری» بوده است.
علاوه بر «فراری»، طراحی خودروهای نام آشنای دیگری چون، «رولز رویس»، «شورولت»، «کادیلاک»، «پژو» و «فیات» در کارنامه این خانوادۀ طراح ایتالیایی و «سرجیو پنینفارینا» جای دارد.


به زودی!



مصاحبه با کریم رشید

شنبه 17 اردیبهشت 1390 05:22 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

کریم رشید یکی از شاخصترین طراحان امروز است. او بیش از 3000 محصول تولید شده، جوائز بیشمار  و حتی دارای لیست رو به افزایشی از همکاری با شرکتها، برپایی نمایشگاهها، طراحی رستورانها، بانکها و خودروها می باشد. او یک طراح مرموز با سلیقه ای بی نظیر است. زیبایی شناسی وی جسورانه و در صدد شکستن مرزهاست.همین وی را به طراحی بی بدیل و منفرد تبدیل کرده است.



-آیا شما نام مستعار نیز دارید؟ اگر جوابتان مثبت است، آنرا چگونه بدست آورده اید؟
-من به عنوان "شاهزاده پلاستیک" شناخته شده ام. من از پلاستیک در بسیاری از کارهای خود استفاده کرده ام ، چرا که خصوصیات این ماده شگفت انگیز است.پلاستیک بادوام، نرم و قابل انعطاف و می تواند کاملا راحت باشد.با توجه به تکنولوژیهای جدید در روشهای قالب ریزی، من می توانم فرمهای ارگانیک و متفاوتی خلق کنم که قبلا وجود نداشته اند.پلاستیکها همچنین کمک می کنند تا محصولات من هر چه بیشتر در بازار فروش وارد شوند.

- شما در زمینه های بسیاری از طراحی مانند طراحی محصول، طراحی داخلی و طراحی هویت سازمانی فعالیت نموده اید.عاشق کدامشان هستید؟
-نمی توانم یکی را به دیگری ترجیح دهم.من عاشق فضایی هستم که تاثیری آنی بر زندگی مردم می گذارد.چه وقتی که برای فضای بیمارستان طراحی می کنم چه وقتی برای یک فضای عمومی، می دانم که تعداد زیادی از مردم به محصولات من دسترسی دارند و نه تنها آنها را می بینند، بلکه به لحاظ فیزیکی در آن فرو می روند.من این قدرت را دارم که بر زندگی اجتماعی مردم تاثیر بگذارم چه زمانی که برای آسایش آنها در فضای اختصاصیشان طراحی می کنم، چه زمانی که برای ارتباطات انها طراحی می کنم و چه زمانی که برای یک تعطیلات لذت بخش طرحی ارائه می دهم.من شادمانی بی حدی از طراحی بدست می آورم چرا که هر موضوعی پتانسیل این را دارد که با مصرف کننده ارتباط برقرار کند و حس لذت را در زندگی روزمره آنها ایجاد نماید.

خلاقیت شما ریشه در کجا دارد؟

من در یک خانواده خلاق به دنیا آمدم.پدرم، فردی هنرمند بود که همه چیز طراحی می کرد..از مبلمان گرفته تا لباس و طراحی برای فیلم وسینما.او پرسپکتیو را وقتی خیلی جوان بودم به من آموخت و به من یاد داد که می توانم همه چیز طراحی کنم و تمام ویژگیهای دنیای فیزیکیمان را لمس نمایم.

چگونه چیزهایی که الهام بخش برای شما هستند پیدا می کنید؟

من به ماورای طراحی و معماری نگاه می کنم.هر چیزی می تواند الهام بخش برای طراحی باشد.این به نحوه دید شما به جهان ارتباط دارد.دوران کودکی من، آموزشهایی که دیده ام، آموزگارانم..پروژه هایی که روی آنها کار کرده یا کار می کنم..شهرهایی که به آنجا ها سفر کرده ام..کتابهایی که خوانده ام..نمایشگاههایی که دیده ام..آهنگهایی که شنیده ام..هرگونه بو..مزه..صدا و هر چیز که احساس کرده ام برای من منبع الهام هستند.

شما لیست بلند بالایی از محصولات دارید که خود طراحی کر ده اید و یا باعث پیشرفتش شده اید.کدامیک باعث افتخار شماست و بهترین لحظات را برایتان ایجاد کرده است؟

فقط مربوط به یک لحظه نبوده.ولی بهترین آنها مربوط به طراحی
Garbo و صندلی
Oh Chair است که به دهه 90 بر می گردد.من بسیار خوشحال و راضی می شوم وقتی می بینم که طرحهایم به شکل محصولی واقعی در می آیند و دارای کیفیت بالا، سودمندی و در برگیرنده نکات متغیر در طول زمان هستند .یکی دیگر از کارهایی که واقعا از آن لذت بردم هتل سمیرامیس در آتن بود که حس شگفت انگیزی در من ایجاد کرد.من امسال 37 جایزه برده ام و اخیرا طرحم برای طراحی داخلی Hall Of Fame پذیرفته شده است.اما من منتظر این هستم که سال جدید چه چیزی برایم خواهد آورد.ما به تازگی کار هتلی در برلین را به اتمام رسانیده ایم و به زودی طراحی ایستگاها مترویی در ناپل را کامل خواهیم کرد.

شما تعدادی سمبل منحصر به خود دارید که با دیدن آنها، هر کس یاد کریم رشید می افتد.حتی آنها را روی پوستتان خالکوبی کرده اید. معانی آنها چیست و از کجا آمده اند؟

آنها هیروگلیفهای من هستند! من حدود 55 سمبل را در طول 13 سال درست کرده ام.هر کدام دارای معنی هستند. من آنها را Karimagologos می نامم!
در کتابی که نوشته ام ، معانی آنها را توضیح داده ام.من عمدا از آنها استفاده نمی کنم بلکه به طور ناخودآگاه در طرح هایم خود را نشان می دهند.من 12 تتو در بدنم دارم که هر کدام از شهرهای مختلفیست که دیده ام،توکیو،نیویورک، شیکاگو و ...

پیش زمینه خانوادگی شما به لحاظ تاریخی بسیار غنی است.اما من نوستالژی کمی در کارهایتان می بینم.زیبایی شناسی آثار شما از کجا نشات می گیرد؟

در قرنی که زندگی می کنیم مردم علاقه به حفاری گذشته دارند حتی بیشتر از دهه 80 ،وقتی پست مدرنیسم ایجاد شد.هر چه زمان می گذرد ما گذشته را بیشتر جستجو می کنیم تا از هر چیزی پرده برداریم.خوب یا بد،ما باید به آینده نیز نظر داشته باشید تا بتوانیم نوآوری کنیم.

وقتی می خواهید طراحی و ایده پردازی کنید تمایل دارید در خلوت خود این کار را انجام دهید یا آن را با دیگران به اشتراک گذاشته و از نظراتشان مطلع شوید؟

من ابتدا به تنهایی ایده پردازی را شروع می کنم.سپس آنرا به میان تیم می آورم تا تغییرات را روی آن شروع کنیم و مدلسازی سه بعدی آنرا انجام دهیم.من اسکچهای زیادی می زنم، به خصوص وقتی در خانه هستم یا با هواپیما در حال سفرم.دوست دارم به تنهایی و در حالیکه موسیقی پخش می شود طرحهای ابتدایی را بزنم.ولی بعد پروسه طراحی شروع می شود و من باید با مشتری و مصرف کننده و نیازهایشان در ارتباط باشم.

شما چگونه دنیا را تغییر می دهید؟

من فکر می کنم هر هنرمند و طراحی دوست دارد کاری فرهنگی انجام دهد و من همیشه روی این مساله وسواس داشته ام که تاثیری واقعی بر زندگی مردم ایجاد کنم.حتی وقتی یک پسر بچه چهار ساله بودم وقتی خانه ای می کشیدم همیشه دوست داشتم تغییری در آن بدهم..مثلا در طرح در یا پنجره ها و اینگونه می دانستم که دوست دارم طراح بشوم.به غیر از این، من خودم را یک هنرمند می دانم تا صرفا یک طراح صنعتی. چرا که همواره می خواهم چیز جدیدی خلق کنم و به جهان ارائه دهم.
من همینطور معتقدم که دنیای ما بسیار پیچیده است و هیچ وقت با دید تخیلی یک فرد ، آرمان شهر نخواهد شد. و البته هیچ وقت دید خود را به کسی تحمیل نمی کنم،فقط به انسانها کمک می کنم که احساس بهتری از زندگی خود داشته باشند.

به عنوان آخرین سوال، رنگ مورد علاقه شما چیست و چرا؟

صورتی.صورتی برای من یک سفید بسیار خوشبینانه است!صورتی انرژی بخش،درخشنده و جذاب است .صورتی جنبه های متنوعی از احساسات مختلف را در افراد بر می انگیزد..صورتی یک سیاه جدید است!


منبع:yankodesign
ترجمه:نازیلا محمد قلیزاده


بزرگ بود و از اهالی امروز بود...

یکشنبه 28 فروردین 1390 05:15 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 





یادش گرامی


برندگان ایرانی مسابقه reddot 2010

سه شنبه 9 آذر 1389 03:42 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 




آقایان سهیل قیامی- حمیدرضا علوی زاده- کوروش مهدوی و خانم المیرا چراغی از دانشجویان طراحی صنعتی دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز



برای دیدن طرح و توضیحات ایشان به آدرس زیر مراجعه نمایید:


http://www.red-dot.sg/concept/porfolio/o_e/PD/R092.htm


اعلام نتایج مسابقه iida 2010

سه شنبه 27 مهر 1389 03:47 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

در میان منتخبین نام چند طراح ایرانی نیز به چشم می خورد ضمن تبریک به آقایان:مصطفی توحیدی فر , بابک قبادی و خانم منیژه نور محمدی, دعوت می نمایم طرح های ایشان را در لینکهای زیر مشاهده نمایید:

http://www.designboom.com/contest/view.php?contest_pk=34&item_pk=40759&p=1

http://www.designboom.com/contest/view.php?contest_pk=34&item_pk=41345&p=1

http://www.designboom.com/contest/view.php?contest_pk=34&item_pk=41769&p=1

 


معرفی طراح:Ayse Birsel

یکشنبه 11 مهر 1389 04:19 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 





او در ازمیر یکی از شهرهای ترکیه بزرگ شده است.در سال 1989 توانست برای مقطع فوق
لیسانس از ratt Institute, Brooklyn, NY بورسیه دریافت نماید.در سال 2001 توانست جایزه"طراح جوان" را از موزه هنر بروکلین از آن خود نماید.وی همچنین فینالیست مسابقه    Cooper Hewitt National Design Awards در سال 2002 گردید.او سابقه تدریس درPratt Institute را نیز دارد.
طرح برنده او یکی از آثار دائمی در موزه Cooper Hewitt National Design و موزه هنرهای مدرن
 می باشد.


مصاحبه  با Ayse Birsel:

-علاقه شما به طراحی کی و از کجا شروع شد؟

-من عاشق طراحی و نقاشی و خمیر بازی بودم.همینطور که بزرگتر می شدم مهارت بیشتری
در طراحی نقاشی و مجسمه سازی پیدا کردم.

 
-شما خودتان را چطور تعریف می کنید؟
-طراح سیستمهای انسان مدار کسی که ساختارهای قدیمی را درهم می شکند,جامع گرا حساس و عملگرا.

-طراحی برای شما چه مفهومی دارد؟یک تخصص  سبک زندگی یا هردو؟
-من دوست دارم زندگی را که می خواهم در آن باشم  طراحی کنم..

-کدامیک از این فاکتورها هنگام طراحی بر روی شما اثر گذاشته و شما را به جلو می راند؟دانش- مشاهدات و یا احساسات و غرائز درونی؟
محدودیتها و چگونگی تبدیل آنها به مزیت!

-در چند سال گذشته شما و همکارتان 
Bibi Seck شرکت خود را تاسیس کردید و در حال حاضربه صورت یک تیم با یکدیگر کار می کنید.جنبه های کلیدی همکاری تیمی در شرکت شما چه چیزهایی می باشد؟


خب وقتی این همکاری شروع شد ایده های من به ایده های ما تغییر پیدا کرد.ما در عین اینکه یک تیم هستیم مستقل نیز هستیم.


-تا حالا پیش آمده در میان اعضای تیم به اختلاف نظر های مهم برسید؟ اگر این اتفاق افتاده چه تاثیری و انعکاسی بر روند طراحی داشته؟

 در یک پروژه گاهی تعداد معدود و گاه تا 130 نفر مشارکت دارند(بستگی به نوع پروژه دارد).تصور نتیجه نهایی و میزان موفقیت آن این اجازه را به ما می دهد تا با یکدیگر یک همکاری هماهنگ و سازنده داشته باشیم.



-الهام در طراحی از کجا می آید؟

الهامات همه جا هستند..هماهنگ بودن با الهامات و پذیرا بودن الهامات است که تفاوتها را می سازد.مغز شما ناخودآگاه می تواند با الهامات ارتباط برقرار کند..طراحی می تواند به انها معنی ببخشد.

-شما شانس این رو داشته اید که با صنایع مختلف کار کنید.به نظر شما کار کردن با کدام صنعت جالبتر است؟

هر صنعتی که افراد هوشمند و با اخلاق داشته باشد. و بتواند ارزشهای ما را به مشارکت بگذارد.

-پروژه قابل توجه در آغاز کار شما کدام بوده است و چرا؟

 پروژه .Zoë washlet for TOTO
پروژه ای که من آنرا ملکه توالتها نامیدم!

-در دهه های اخیر جهان طراحی چه تغییرات چشمگیری داشته است؟همینطور  طرح های اولیه شما تا به امروز؟

-جهان از حالت صرفا فیزیکی به حالت فیزیکی و مجازی تغییر کرده است..و سرعت این تغییر می تواند مهمترین رویداد باشد که طراحی امروز را شکل داده است.

-یکبار اشاره کردید که یک طراح خوب باید 4 پل ارتباطی معنوی فیزیک عاطفی وفکری با مصرف کننده داشته باشد.یک طراحی موفق را چگونه تعریف می کنید؟

-طراحی خوب انست که فرد به آن عشق بورزد...و از آن زندگی بگیرد و در برخی موارد با آن وفادار باشد.

-آیا طراحی و هنر یکدیگر را حمایت می کنند؟

-البته.آنها مانند شاخه های یک درخت هستند.

-یک طراح باید برای کدامیک کار کند؟تولیدکننده یا مصرف کننده؟

-سوال جالبیست..طراح و تولید کننده با هم باید برای منافع مصرف کننده کار کنند.

-برای طراحان جوان چه توصیه ای دارید؟

-زبان و راه های ارتباطی برای نشان دادن ایده تان را یاد بگیرید..زبان طراحی-زبان بیزینس-زبان بازاریابی..زبان مهندسی.


www.designophy.com



ترجمه:نازیلا محمد قلیزاده






 
 












Arman Emami
In 2009 the concept had won in the red dot award: design concept
In 2010, the produced memory stick received once again the highest award, the ‘red dot: best of the best’ ...
...this time in the red dot award: product design
Intelligent design: the USB-Clip could become a bestseller

The Berlin-based designer Arman Emami achieved great success in this year’s red dot design award. In 2009 he had won a ‘red dot: best of the best’ in the red dot award: design concept for his creative design concept “USB Clip”; only one year later the product has already gone into production. Now it again impressed an international expert jury: the memory stick received the highest award, the ‘red dot: best of the best’ for outstanding design quality, also in the red dot award: product design 2010.

With the “USB Clip” Arman Emami, founder of the Berlin design studio Emamidesign, created a creative as well as innovative memory stick in the shape of a paper clip, which will make work easier for many people. “It is unique despite its small size. The USB Clip shows how a product in competition with a thousand similar products can stand out competitively thanks to its design. In contrast to its competitors, differentiation and added value for the user are not rich embellishments or the result of the use of expensive materials and glitter which turn the product into a piece of jewellery. Instead, the added value comes from the honest use of plastic which doesn’t want to be anything else but itself and thus in its form of a clip creates a new function which makes it possible to quickly add digital information to a business card, a letter, or some other tangible medium,” said Nils Toft, juror at the red dot award: product design 2010, praising the innovative clip. Danny Venlet, juror at the red dot award: design concept 2010, confirmed: “I am convinced that the product will become a bestseller.”


Emami’s example once again demonstrates the important role which the red dot award: design concept can play in the realisation of a concept. “The accolade from the red dot award: design concept has of course made it easier for us and convinced investors even more. This is evidence of how important such competitions are and what role they play in the marketing and realisation of an idea,” confirmed Arman Emami in an interview with red dot.

“It is not the first time that a design concept that has won a red dot has become a commercial success. Since the red dot award: design concept has been launched, there have been many such success stories, but this is the first time that a concept has won a red dot: best of the best and then been awarded a red dot: best of the best for product design,” says Ken Koo, President red dot Asia.

“This shows that the red dot award: design concept works! The competition’s objectivity has been achieved when an idea receives an award, goes into series production within a year and then receives another award as a product. By the way, I am not particularly surprised about this, since it really is a brilliant idea,” says juror Danny Venlet.


“Up and coming design studios in particular will experience an enormous boost and impetus with a red dot,” forecasts Nils Toft. “Offering product design services requires a lot of work and needs this kind of support – in a world where so many companies still think that it is risky to invest when you cannot guarantee the return on investment, instead of recognising that it is riskier not to do it. The majority of design companies are relatively small and mostly work locally – by themselves they will never be able to attract international attention. The red dot design award is a global stage which gives them the first 15 minutes in the limelight of international fame and recognition.”

How the idea for the USB Clip came about and what was important in the realisation of the clip the designer Arman Emami reveals in an interview with red dot:

>>Interview with Arman Emami

 

http://www.red-dot.de/


یک طراح صنعتی

جمعه 14 خرداد 1389 09:28 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

 

http://www.petovdesign.com/industrial.htm


 

http://goldiran.ir/Mod_Articles/Forms/ArticleViewer.aspx?ArticleID=257


مصاحبه با طراح ایرانی بیژن پاکزاد

جمعه 7 اسفند 1388 01:04 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 


بیوگرافی بیژن پاکزاد که افتخاری است برای ایران

بیژن پاکزاد که معمولا با نام بیژن شناخته می شود، یکی از مشهورترین طراحان جهانی لباس مردانه، عطر و جواهرات است.

بیژن برای تعدادی از معروفترین مردان جهان مانند بوش، ولادیمیر پوتین، سناتور جان کری، تونی بلر، پل آلن، رونالد ریگان، آرنولد شوارزنگر، تام کروز، آنتونی هاپکینز، استیو واین، شهرام ناظری و حتی طراحان بزرگی همچون جورجیو آرمانی، تام فورد و اسکاردلارنتا و بسیاری دیگر لباس طراحی کرده است.

ورود بیژن به دنیای فشن


بیژن پاکزاد 4 آپریل سال 1944 در تهران متولد شد. بیژن در سوئیس و ایتالیا تحصیل کرد و پس از فارغ التحصیلی، مدت 15 سال در اروپا زندگی کرد و در سال 1973 به آمریکا مهاجرت کرد.
بیژن نخستین بوتیک خود را در سال 1976 در بورلی هیلز کالیفرنیا افتتاح کرد. این فروشگاه در حال حاضر یکی از گرانقیمت ترین فروشگاه های جهان است. او از آن سال به بعد مجموعه های فصلی و لوازم جانبی خود را برای معروفترین افراد دنیا طراحی می کند.

عطر و ادکلن های بیژن

عطر و ادکلن های مردانه و زنانه بیژن برای شیشه های حلقه ای شکل متمایز خود معروف است. یکی از این شیشه ها در نمایشگاه دائمی موزه موسسه اسمیتسونین در واشینگتن(که بزرگترین موزه علمی-فرهنگی -تحقیقاتی جهان است) در معرض نمایش قرار دارد.

در سال 1988 عطر بیژن برای مردان(Bijan for Men) جایزه موفق ترین عطر مردانه را از جوایز فی فی انجمن عطر - که معتبرترین جوایز عطر دنیا است و به منزله جوایز اسکار صنعت عطر محسوب می شود- دریافت کرد و عطر بیژن برای زنان(Bijan for Women) جایزه بهترین بسته بندی عطر زنانه را از آن خود کرد.
در سال 1997 بازهم بیژن در جوایز فی فی انجمن عطر، جایزه ستاره عطر مردانه سال و بهترین آگهی تبلیغاتی مردانه را برای عطر مایکل جوردن(Michael Jordan Cologne) دریافت کرد.


عطر دیگر بیژن با نام DNA ، در سال 1995جایزه ایگنوبل(که تقلیدی از جایزه نوبل است و همه ساله در اوایل اکتبر به منظور دستیابی برتر که ابتدا باعث خنده و سپس به فکر فرو رفتن مردم می‌شود، اعطا می‌شود) را از دانشگاه هاوارد دریافت کرد. این عطر هیچ درزوکسى ریبونوکلئیک اسید نداشت و در یک شیشه مارپیچی شکل به بازار وارد شد. اسم این عطر از حروف اول اسم فرزندان بیژن، دانیل، نیکلاس و الکساندرا ترکیب شده است.


مهمترین جوایز بیژن


دکترای افتخاری علوم و هنرهای زیبا از دانشگاه لیبرتی آمریکا: سال 2007
جایزه سال مرد ایرانی از انجمن جوایز ایرانی کانادا: 2006
جایزه بهترین بسته بندی سال دنیا در بخش مردانه و زنانه از نمایشگاه جهانی HBA: 2002
نامزد جایزه بهترین عطر سال جوایز فی فی انجمن عطر در بخش مردانه و زنانه:2001
نامزد جایزه بهترین بسته بندی سال در بخش مردانه و زنانه از جوایز فی فی انجمن عطر: 2001
نامزد جایزه بهترین عطر سال از جوایز فی فی انجمن عطر برای عطر مایکل جوردن: 1999
نامزد جایزه بهترین عطر سال از جوایز فی فی انجمن عطر برای عطر مردانه و زنانه DNA : 1996
جایزه شهروند ممتاز از شهر فلادلفیلا: 1993
جایزه تقدیر زیباشناختی از بیژن، طراح مردانه: لس آنجلس سال 1993
جایزه استوبن برای بهترین طراحی شیشه عطر: 1993
بهترین عطر مردانه مجله هارپرز بازار: 1992
جایزه کلایو(Clio) برای بهترین آگهی تبلیغاتی: 1993- 1990-1988
جایزه کلایو برای بهترین بسته بندی لوازم آرایشی:1990
جایزه بهترین بسته بندی عطر زنانه برای عطر بیژن برای زنان از جوایز فی فی انجمن عطر: 1987
نامزد جایزه بهترین بسته بندی عطر مردانه برای عطر بیژن برای مردان از جوایز فی فی انجمن عطر: 1987
بیژن برای مردان برنده بهترین عطر سال از جوایز فی فی انجمن عطر: 1987
بیژن از سال های 1980 تا 1987 به طور متوالی و پس از آن در سال های 1990 تا 1995 هر سال توانست جایزه خلاقیت را از مجله Art Direction دریافت کند.

بیژن دارای سه فرزند است، دانیال از همسر اولش و نیکلاس و الکساندرا از دومین همسر او هستند. الکساندرا در حال حاضر به عنوان مانکن فشن کار می کند.

بیژن در بورلی هیلز کالیفرنیا زندگی می کند، اما خانه هایی در نیویورک، میلان و فلوریدا دارد. نمایشگاه و سالن نمایش مجلل 12 میلیون دلاری بیژن در بورلی هیلز به سبک مدیترانه ای ساخته شده است. دکوراسیون و طراحی این سالن با شکوه قابل ستایش است.



خانه او هم زیبایی خاصی دارد. حیاط تزئین شده منزل او با 600 گلدان ایتالیایی از گلهای زرد رنگ آراسته شده است. هر کدام از اتاق ها ترکیب رنگی خاصی دارد، مثلا مشکی و زرد یا قهوه ای و کرم. عکس های قاب شده از آگهی های قبلی بیژن، نمایش ها و مشتریان مشهور او بر دیوارها نقش بسته است. قصر زیبای بیژن 23 پارکینگ ماشین دارد و نمادی از زیبایی، تجمل و سلیقه است.(بیژن دارای یکی از بزرگترین کلکسیون های ماشین جهان می باشد)


گفتگو با بیژن پاکزاد-مالک بوتیک بیژن 

'علت موفقیتم ایرانی بودنم است'


بیژن اولین بوتیک مدرن، به قول خودش اولین بوتیک خارج از خرازی را در تهران تأسیس کرد

بیژن پاکزاد طراح مد احتمالاً میان غیرایرانیها شناخته شده ترین ایرانی مقیم خارج از کشور است.
بوتیک بیژن که برای دیدار یا خرید از آن باید از قبل وقت گرفت، در بهترین خیابان بورلی ‌هیلز، اختصاصی ترین بوتیک آمریکاست و عطر بیژن یکی از عطرهای محبوب جهان است.

طراحیهای لباسی هم که او برای استودیوهای هالیوود انجام داده تا به حال چند بار نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین طراحی لباس در فیلم شده است.

بیژن طراحی را در آلمان آموخت و در بازگشت به ایران اولین بوتیک مدرن، به قول خودش اولین بوتیک خارج از خرازی را به نام پلنگ صورتی در تهران تأسیس کرد، او سپس بوتیک دیگری به نام سسیل جی یا نیکولا بلازی گشود که اختصاصی ترین بوتیک تهران و محل خرید اعضای خانواده سلطنتی، دولتمردان و ثروتمندان ایران بود.

سی و شش سال پیش بیژن کار موفق خود در ایران را ترک و به آمریکا مهاجرت کرد، دلیلش را خودش توضیح می دهد:
با تمام علاقه ای که به ایران داشتم، دوستش داشتم و دوستش دارم و عاشقش هم هستم، کوله بار و اثاثیه ‌ام را جمع کردم و خدا حافظ که بیایم به آمریکا این کار را بکنم.

سی و پنچ شش سال پیش من وارد نیویورک شدم شروع کردم یک جایی را پیدا کردن که این طرحهایی را که در مغز من بود، اینها را درست بکنم و در آمریکا عرضه بکنم.

می توانم بپرسم آن موقع چقدر سرمایه داشتید؟
بی پول نبودم، نمی دانم چه جوری به عرضتان برسانم مثلا من در عرض این سی سال حدود چهار میلیارد دلار به اسم بیژن فروختم، چهار میلیارد دلار خیلی پول است در مقایسه با آن موقع که من هفتاد هشتاد هزار تومان پول داشتم، ولی هفتاد هشتاد هزار تومان هم سی و پنج سال پیش خیلی پول بود.

یعنی ده دوازده هزار دلار حدوداً.


در عرض این سی سال حدود چهار میلیارد دلار به اسم بیژن فروختم، چهار میلیارد دلار خیلی پول است در مقایسه با آن موقع که من هفتاد هشتاد هزار تومان پول داشتم

وقتی ده دوازده هزار دلار را می توانستم بسازم که سالهای سال قبلش در آلمان، وقتی وارد اروپا شدم که تحصیل کنم فقط دویست مارک داشتم.

مثلاً الآن پول من هفتصد هشتصد میلیون دلار شده، هشتصد میلیون دلار با آن هشتاد هزار یک خورده تفاوت دارد.

در این مدت که اینجا بودیم تمام برنامه من این بود که محصولاتی برای مردها به دنیا عرضه بکنم، برای این عمل آمریکا، آمدن به نیویورک، یا آمدن به بورلی هیلز کالیفرنیا مناسب بود، جاهای خوب مثل منهتن نیویورک یا بورلی هیلز کمک بزرگی است.

حدود سی و اندی سال پیش تصمیم گرفتم که نیویورک را بگذارم برای ده سال بعد و به عوض ماندن در آنجا بیایم اینجا و در لس آنجلس باشم، چون هم قشنگ است، هم هوایش خوب است و در عین حال همین طور که به عرضتان رساندم محلی است که می توانم این طغیان بدنی خودم را نشان بدهم و نشان بدهم که به عنوان ایرانی می توانم موفق باشم، بخصوص در رشته ای که خیلی ثقیل بود، چون ما نه خاویار می فروختیم، نه قالی ایرانی و نه هنرهای قدیمی ایران.

من لباس طراحی می کردم و لباسهای آخرین مد و شیک مردانه برای مردان معروف دنیا که خیلیهایشان سختگیرند، البته خیلی متمولند، پس روی همین اصل خیلی خوشحال بودم که این کار را بکنم و بگویم من ایرانی ام ولی نه آن ایرانی که با واقعیت تعارف می ‌کند، بلکه ایرانی ‌ای که از غولهای بزرگ صنعتی است و آدمها و مردهای سرسخت دنیا را به زانو درمی ‌آورد.

شاید این حرف زشت است که بگویم به زانو دربیاورم اما من می ‌خواستم به اینها بفهمانم که اگر قدت بلند نیست، اگر انگلیسی ‌ات سلیس نباشد، مهم نیست، باید آن قدر کارهای دیگر بکنی که اینها مجبور بشوند که دربزنند، بیایند تو و محصول تو را بخرند.

این توی مغز من بود، البته این قدر عقلم می رسید که در بهترین جای شهر بیایم بهترین محل خیابان را به دست بیاورم و شروع بکنم جایی را درست بکنم، توی دلم می خواستم که اینجا مثل منزلی باشد، اتاق پذیرایی بزرگی درست بکنم که مردم بتوانند بیایند داخلش، اتاق پذیرایی هم آن شکلی بود که من سی و خرده ‌ای سال پیش اینجا را درست کردم، اتاق پذیرایی بزرگ شکیل فرانسوی.

این جایی که شما گرفتید در بورلی هیلز، در بهترین نقطه تجارتی بورلی هیلز که شما جا گرفتید با ده دوازده هزار دلار که امکان نداشته حتماً پول قرض کردید یا وام گرفتید؟
همین طور است که شما می گویید، یعنی قدرتهایی داخل من بود که آنهایی را که باید این کار را بکنند مجاب بکنم؛ یکی از رفقای من که خیلی هم با من رفیق بود، هنوزهم رفیق من است، من از طرف خودم دست یا علی دادم او هم از طرف خودش دست کلیمی مهربان خودش را جلو آورد با هم دست دادیم، به هم گفتیم نمی دانیم بین اسرائیل و فلسطین چی می گذرد ولی من و تو باید با همدیگر کار بکنیم، همان مقداری که من داشتم او هم قاطی کرد، همان ماههای اول کار ما از نظر مالی خیلی موفق شد برای اینکه متفاوت بود.

البته یک چیز هم به عرضتان برسانم که به عقیده من واقعیتی که می گویند آمریکا محلی است که می توانی خودت را نشان بدهی و رشد بکنی حقیقت دارد ولی الکی هم نمی شود رشد کرد و رفت بالا.



توی دلم می خواستم که اینجا مثل منزلی باشد، اتاق پذیرایی بزرگی درست بکنم که مردم بتوانند بیایند داخلش، اتاق پذیرایی هم آن شکلی بود که من سی و خرده ‌ای سال پیش اینجا را درست کردم، اتاق پذیرایی بزرگ شکیل فرانسوی


باید مایه ‌اش را هم داشته باشی؟
نخیر. مایه پولی را عرض نمی کنم.


یعنی استعداد.
بله استعداد، باید چیزی داشته باشی و کارهایی باید بکنی که خلاف سنت ولی در عین حال برای مردم جالب باشد، بخصوص در آن رشته ای که می خواهی کار بکنی.

اولین کاری که من کردم که از موفقیتهای من بود، من ده پانزده سال قبلش این کار را در تهران کرده بودم. من یادم می آید آن زمانی که پلنگ صورتی را در تهران راه انداختم، تنها چیزهایی که در شهر بود آن خرازیهایی بود که در خیابان نادری و خیابان شاه و آنجاها بود، بعد یکی آمد که مثل کریستین دیور پاریس بود.

روی همین اصل من با شریکم این سرمایه‌ گذاری مساوی را با هم کردیم و اسم و این لوگوی بیژن را اختراع کردیم، دیگر نه پلنگ صورتی می خواستیم باشد و نه سسیل جی نه نیکولا بلازی، باشد: "بیژن برای آقایان".

و شروع کردیم با یک کارهایی و یک ریسکهایی، من اولین پول زیادی که به دست آوردم سرمایه گذاری کردم، معمولاً خیلیها وقتی یکی دو سه میلیون دلار در می آورند راضی اند ولی من همان دو سه میلیون دلار را که در آوردم اولین کاری که کردم یک عطر درست کردم، تازه آن هم بعد از وامهایی که برای موفق شدن عطر لازم بود، بعد آن عطر خیلی موفق شد چون آن استعدادی که شما گفتید آنجا بود و آن همکاریهایی که بین من و شریکم بود به وجود آمد.

یواش یواش دیگر کار به جایی رسیده بود که در اواخر دهه هشتاد میلادی، بی اغراق به عرضتان برسانم، روزی یک یا دو آدم متمول دنیا را توی بوتیکم داشتم؛ وزیر و پادشاه و غیره بیشتر توی بوتیک نیویورک من می آمدند و آن باعث جهش بزرگی بود که من در نیویورک کردم و دوازده سیزده میلیون دلار خرج کردم ولی صد و پنجاه، دویست میلیون دلار درآوردم، همان دو سه سال اول. نیویورک هم به علت سازمان ملل متحد که در نیویورک است رئیس جمهور و پادشاه و وزیر خارجه و سفرای کشورها زیادند، هیچ راهی اینها نداشتند جز اینکه سری به بیژن منهتن در خیابان پنجم (فیفت اونیو) بزنند و می زدند.
در یکی از آن مسافرتها بود که من یک پادشاه از خاور دور را شناختم که با من قرارداد صد میلیون دلاری بست و من انجام دادم به صورت بسیار صحیح.

موفقیت از همینجاها شروع می شود اما به طور کلی فکر می کنم علت موفقیت من ایرانی بودنم است، منظورم این است که به خاطر ایرانی بودنم، یک چیزهایی از بچگی توی خون من بود که می خواستم نعره بکشم مثل شیر، شیری که شما کرده باشیدش توی قفس و نعره بکشد، این شیر می تواند متأسفانه توی باغ وحش باشد ولی در هر صورت شیر است و می غرد.

من همیشه در کارهایی که کردم بر اساس این اصل بوده که درست کار بکنی و صحیح کار کنی و این استعداد را اگر بخواهیم از نظر سلیقه ای بسنجیم باید در نهایت زییایی باشد.

من فکر نمی کنم که شما قبول نمی کنید که این قشنگترین نمایشگاه لباس مردانه است، چون من نمی گذارم از این بهتر به وجود بیاید، اگر می گذاشتم، چهار سال پیش نمی گفتم اینجا را برای دو سال سه سال ببندند که آن چهره زیبایی را که همه دوست دارند به وجود بیاورم، لازم بود این چهره آرایی انجام بشود تا من بتوانم کارم را ادامه بدهم چون مردم بخصوص مردمی که سر کار می روند بسیار باهوشند و مواظب هر یک دلاری اند که خرج می کنند.

اما باید بتوانی این ها را اداره کنی با استعدادت، با حرفت، با کارت با عملت و با پابرجا بودنت.

اینجا من الآن حدود یک میلیارد دلار پول دارم ولی هفته ای پنج روز اینجا هستم، اگر هم اینجا نیستم جای دیگری هستم و دارم کار می کنم، یا در ایتالیا هستم که این چیزهایی که دارم درست می کنم بدرستی طراحی بشود، به عمل برسد و به اینجا بیاید.

ببینید من همیشه دوست داشتم که مردم را تحت تأثیر قرار دهم یعنی می خواستم کاری بکنم که آنها دهانشان باز بماند و بعد ازشان پول در بیاورم، او هم متوجه باشد که اگر پول می دهد، بهترین را، که جای دیگری نیست، می برد بیرون.
مثلا کراوات من همان کراوات است اما هزار دلار ارزش دارد، اولین چیزی که می خواهم به عرضتان برسونم این است که کراوات و دستمال من به غیر از کیفیتی که دارد جعبه ای دارد که چهل دلار در ایتالیا خرج آن شده.

وقتی شما کراوات را خریدید آن را به گردن می زنید اما جعبه اش را چکار می کنید که پولش را داده اید ولی من فکر می کنم موقعی که می خواهید بخرید اگر متمول باشید حاضرید هزار دلار بدهید چون نوعی که عرضه می شود ایجاب می کند، من فکر می کنم یکی از موفقیتهایم این است که بلدم، یعنی یاد گرفتم چگونه طرحها و محصولاتم را عرضه کنم.



هیچوقت در کارتان اتفاق افتاده که می خواستید چیزی را به کسی بفروشید و نتوانستید؟
این اواخر خیر، این ده سال اخیر هر چه من طرح کردم فروختم.

بگذارید جوابتان را جور دیگری بدهم؛ این تشکیلات هرفصل شاید دو هزار و خرده ای کت و شلوار به اصطلاح معمولی، هزارها پیراهن، هزارها کراوات و کارها و طرحهای چرمی، اسپورتی و غیره دارد، در واقع سی و دو سال است که اینجا بازاست، تا به امروز هیچوقت بحث تخفیف دادن روی لباسها نبوده و هیچوقت مسأله حراج مطرح نبوده، برخلاف آنچه در آمریکا معمول است، دلیل اصلی این است که وقتی مثلاً شما سیصد تا پیراهن طرح می کنید سی عددش باقی می‌ ماند، من می خواهم به عرضتان برسانم که در این سی و دو ساله چیزی از طرحهای من باقی نمانده، اگر هم مانده باشد سی درصد هم گرانتر به فروش رفته.

حالا چرا؟ به خاطر آن کیفیتی که این جنسها دارند آن فرمی که درست شده اند، من هم کلاسیک بودن آنها را مراعات کردم که سال دیگر از مد نیفتد و هم کیفیتش که سال آینده گرانترش می‌ کند.

الآن کشمیر و ابریشم و کتان مصری گرانتر از سال گذشته است، الان کروکودیل که من امسال برای مردها درست کردم اصلاً وجود ندارد، کروکودیل خوب دیگر نمی توانید گیر بیاورید، برای اینکه همه را ژاپنیها خریدند و بردند و بسختی می شود گیر آورد.


این کیفهای دستی کروکودیل که اینجا الآن بیست و چهار هزار دلار قیمت دارد، حدود مثلاً چهار پنج هزار دلار خرج این کیف دستی شده است، سال دیگر ماده اصلی آن سی در صد گرانتر می‌ شود، حالا آن کیفی که فروش نرفته، چون کلاسیک بوده سال دیگر هنوز از مد نیفتاده اما سی درصد گرانتر شده است.


شما الآن تمام طراحیها را خودتان می کنید یا طراحهای مختلف دارید برای کارهای مختلف؟
در تشکیلات بنده در فلورانس ایتالیا که آنجا محصولات را درست می ‌کنم، حدود صد و بیست نفر کار می ‌کنند، البته بیشتر بودند که کمترشان کردم و فقط نخبه ها را نگه داشتم، علت هم بسته شدن فروشگاه نیویورک بود و یازدهم سپتامبر، حالا دوباره دارم نیویورک را باز می ‌کنم اما در هر حال همان صد و بیست نفر در نزدیک فلورانس، بیست و چهار ساعته در شهرکی به نام کارارا کار می کنند.



طراحند یا خیاط؟
طراح اصلی تمام این تشکیلات خوشبختانه یا بدبختانه یا متأسفانه یا هر چه می خواهید بگویید خود منم، البته زیاد خوشایند نیست بگویم منم چون در تشکیلات نیویورک و در تشکیلات اینجا عده ای از ایرانیها هستند که با من همکاری دارند و بسیار فهمیده شده اند، گفتن اینکه همه را من کردم نه درست است و نه صحیح و نه حقیقت دارد.


یعنی فکر کلی را شما می دهید، آنها پرورشش می ‌دهند؟
کمی بیشتر. طرح کلی را من می دهم، آنها می پرورانند و بعد من نگاه می کنم که چه جوری می پرورانند و اصلاحاتی می کنم، از آنجا به بعدش را هم خودشان دیگر فهمیده اند که بعد از سی سال من چه می خواهم. دیگر از آن حالت تک نفری و دویدن گذشته است.


خوب حالا بپردازیم به رابطه شما با جامعه ایرانی، کارمند و کارگر ایرانی که گفتید دارید؟
داشتن کارمندهای ایرانی چندین دلیل دارد، یکی اینکه آدمهای بسیار با هوشی اند و من دوست دارم، برای اینکه خودم ایرانی ام و دوست دارم کارمند ایرانی داشته باشم.

البته همه کارکنانم ایرانی نیستند، حدود شصت درصدشان ایرانی اند، چهل درصد غیر ایرانی، بخصوص که در مورد تولید این کارها هیچکدامشان ایرانی نیستند، متأسفانه فقط منم و خانمی که با هم کار می کنیم.

اما از نظر خانمها و آقایان ایرانی که در کالیفرنیا و در آمریکا و در لس آنجلس زندگی می کنند، به علت کار زیاد، یعنی پانزده ساعت کار در روز دیگر نمی رسم با آنها قاطی بشوم، غذاهای ایرانی که خیلی خوشمزه است ولی چاق می کند هم که اصلاً نمی توانم بخورم، وقت هم ندارم جایی بروم ولی احترامم را برایشان دارم چون خودم ایرانی ام.


معمولاً وقتی محبتی می کنند و می آیند به این خیابان و می خواهند به این تشکیلات سری بزنند و نگاهی بکنند، چون ما تشکیلاتمان با قرار قبلی است یعنی و سی و خورده ای سال است که به این شکل است، ولی خوب خانواده های ایرانی بخصوص اگر توریست باشند، در را که زور می دهند، البته خانمهائی که هستند من و من می ‌کنند اما من اگر باشم فوراً از صورتشان می فهمم که ایرانی اند، می گویم خواهش می کنم تشریف بیاورید تو، آنها هم می آیند تو دوری می زنند و عکسی می گیریم و بعد می روند ولی به طور کلی برای خرید از من، نه، عطر من سلیقه و مزه ایرانی دارد ولی لباس من را کم هموطنان می خرند.


برای کار دیگری سراغ شما نمی آیند؟ مثلاً رادیو تلویزیونها کمک بخواهند یا روزنامه ها کمک بخواهند یا تجارتهای دیگر بیایند کمک بخواهند؟ اگر بیایند شما کمک می ‌کنید؟
والله عرض کنم خدمتتان بلی، من ایرانی ام، چه بخواهم و چه نخواهم تحت تأثیر چیزهایی قرار می گیرم، به دلیل فرهنگ ایران، زبان فارسی و وضع سابق و حال میهنم.

من خودم را آمریکایی نمی دانم با اینکه پاسپورتم آمریکایی است خودم را خیلی خیلی ایرانی می دانم، روی همین اصل تا آنجایی که بتوانم کمکهایی می کنم، نه فقط به لس آنجلس، حتی با اشتیاق بیشتری کمک می کنم به زلزله زدگان بم یا زنجان یا غیره.

وقتی اتفاق بدی برای ایرانی که در آن متولد شدم می افتد خوب من متأثر می شوم، چندین بار این مسأله ایران را با خانواده های رئیس جمهورهایی که با آنها مرتبطم، در آمریکا بخصوص، در میان گذاشتم.


اتفاقاً می خواستم بپرسم که شما که در شهری کاملاً سیاستزده از نظر جامعه ایرانی زندگی می کنید، چطور خودتان را از سیاست دور نگه داشتید؟
کارهایی را که طی این سی و سه چهار سال کردم، شما در یک کلمه به بنده بگویید برای ایران و ایرانی خوب بوده یا بد بوده؟ حرف من همین است که من این پرچم را افراشته نگاه داشتم چون ایرانی ام و همه هم این را می دانند که من ایرانی ام.
این پانزده میلیون خانمی که عطر مرا خریده اند، این آقایانی که این قدرت مالی و فکری دارند و میلیونها دلار می دهند که این چیزها را بخرند، بعد از این همه سال اینها همه می دانند که من صد درصد لهجه ام، صحبتم، قیافه ام، هیکلم، همه ایرانی است، روی همین اصل این خودش نوعی کار سیاسی است. آنهایی که سیاستبازی می کنند چه آمریکایی چه ایرانی خارج از ایران یا داخل ایران، نمی دانم چه جوری بگویم، من جوری با اعمالی که انجام می دهم به عنوان ایرانی، فکر می کنم به نوعی وظیفه ام را انجام داده ام .


یعنی با کارهایتان پیام می فرستید؟
بیشتر از پیام، مثل اینکه شما دکتر تحصیلکرده ای بفرستید آفریقا طبابت بکند با آن آدمهای جذامی و ایدزی و اینها.

این را می خواهم بگویم که با این همه مشکلاتی که برای ایران وجود دارد، حالا یا راست یا دروغ هر تلویزیونی را که باز می کنید، هر روزنامه ای که شما می خوانید از نیویورک تایمز تا فیگارو، پاریس و لندن و همه جا همه اش همین است که ملاحظه می فرمایید: منفی است درباره ایرانی که من در آن بزرگ شده ام.

حالا چه درست چه غلط، من به عنوان طراح نمی خواهم قاطی سیاست بشوم ولی کاری که می کنم این است که می دانم اعمال من برای خارجیها، آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی، پیامی است که این در و دیوار و تشکیلات که از آن تعریف می کنید مال ایرانی است و پولی که می دهید مال یک ایرانی است.


من دقت کردم برای کسی که سی و دو سال اینجا بوده، شما خیلی خوب فارسی حرف می زنید، یعنی این مدت فارسی حرف زده و نگذاشته اید فارسی یادتان برود، چون خیلیها کمتر از شما اینجا بوده و فارسی یادشان رفته است. آیا فرزندانتان هم فارسی صحبت می کنند؟


اجازه بدهید خوبش را بگویم و بدش را هم بگویم، من سه تا بچه دارم یکی فارسی، انگلیسی و آلمانی را بسیار خوب صحبت می کند یعنی به قول معروف پرفکت (کامل).


یعنی بزرگه؟
بله بزرگه، بچه های دوم و سومم که یکی پانزده ساله و یکی هیجده ساله شده، متأسفانه نه.

این به علت اختلافات خانوادگی بود، من الآن متأهل نیستم و بچه های من با مادرشان زندگی می کنند که آمریکایی است و من برایش احترام زیادی قائلم، بنابراین خواهی نخواهی زبان فارسی یاد نگرفتند.


آن فرزند بزرگتان که گفتید فارسی می داند همان خانمی است که با خودتان کار می کند؟
بله اسمش دانیلا است، فارسی را به این شکیلی صحبت می کند و آلمانی هم می داند چون مادرش آلمانی است، انگلیسی هم که دانشگاه یو سی ال ای (دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس) را تمام کرده، او طراح قسمت جواهر و عطریات من است.


اصلاً درس طراحی خوانده؟
باور می کنید که نه؟ او درسش را با موفقیت در رشته بازرگانی تمام کرد ولی در سالهایی که با من بود، چیزی را که باید یاد می گرفت، یاد گرفت، البته در مورد لباس آن نظارتی را که خودم دارم هرگز ول نمی کنم.

منبع: بی بی سی.


استاد گسیلی درگذشت

سه شنبه 15 دی 1388 07:27 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، عمومی، 

دکتر عزیز گسیلی به رحمت خدا پیوست

دکتر عزیز گسیلی

دکتر عزیز گسیلی متولد 1339، عضو هیأت علمی و استاد سرشناس طراحی صنعتی دانشگاه هنر و دانشگاه الزهراء در روز 14 دی 1388 بر اثر بیماری به رحمت ایزدی پیوست. استاد گسیلی علاوه بر تدریس و تربیت تعداد زیادی از دانشجویان و هنرمندان کشور، به عنوان سرپرست دفتر توسعه طراحی و ترویج امور بسته بندی سازمان توسعه تجارت ایران و همچنین همکاری با فرهنگستان هنر، نقش مهمی در ارتقای هنری صنعت بسته بندی و همچنین ترویج هنر طراحی ایرانی داشتند.

کتاب های مکاتب و سبک های طراحی صنعتی در قرن بیستم، فرآیند طراحی نوآور، بسته بندی صادراتی در زمینه های محصولات کشاورزی و مواد غذایی و همچنین سردبیری مجله تخصصی طراحی صنعتی دستاورد، بخشی از تالیفات و خدمات استاد عزیز گسیلی در زمینه طراحی صنعتی بوده است.

تشییع پیکر استاد گسیلی در روز چهارشنبه 16 دی ماه 1388، ساعت 9 صبح از مقابل دانشگاه هنر (بالاتر از چهارراه ولیعصر) به سمت بهشت زهرا صورت خواهد پذیرفت.

روحش قرین رحمت.....

www.newdesign.ir


والتر گروپیوس عزیز تولدت مبارک!

یکشنبه 20 اردیبهشت 1388 03:00 ب.ظ
طبقه بندی:اخبار طراحی، طراحان صنعتی، 

28 اردیبهشت برابر با 18 ماه می,سالروز تولد این بزرگ مرد طراحی صنعتی را گرامی می داریم.

روحش قرین رحمت


والتر گروپیوس ۱۲۵ ساله شد

یکشنبه 29 اردیبهشت 1387 02:05 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

و در چنین روزی والتر گروپیوس( Walter Adolph Gropius) یكی از بزرگمردان طراحی صنعتی  و  معماری و بنیانگذار مدرسه باهاوس(Bauhaus)به دنیا آمد.

روحش قرین رحمت

زندگینامه این مرد بزرگ را اینجا بخوانید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Walter_Gropius


شرکت طراحی زیبا دیزاین

شنبه 4 اسفند 1386 04:02 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

زیبا یک شرکت مشاوره طراحی بین المللی است که به کمپانی های مختلف در ایجاد و ساخت طرح ها و ایده های معنا دار کمک می کند. یعنی طرح ها و در نهایت محصولاتی که مصرف کننده  به آنها اشتیاق دارد.

در این راستا حرکت به سوی یک وسواس فکری در شناخت مردم، مارک محصولات، تکنولوژی و محبوبیت تجارت خانه ها در بازار و بین مردم دارد. درنهایت نوآوری در جهت روح و ماهیت محصول برای ماندگاری بیشتر.

 

 تاریخچه

 1984- شرکت زیبا دیزاین توسط سهراب وثوقی در Beaverton, Oregon (شهری در واشنگتن) راه اندازی شد.

 

1985- بعد از دو سال پر مشغله سرانجام زیبا اولین حق انحصاری و پاداش بهترین طراحی ها را کسب کرد. ازجمله Interactive Kiosk – ATM 500 و نوآوری در رنگ و طراحی لوازم و تجهیزات سالن های نشیمن .

1989- در این سال بعد از 5 سال طاقت فرسا موفقیت های چشمگیری بدست آورد. موفقیت در زمینه مانور ماشین Aerobot طراحی محصولاتی با ترکیب و شمایلی از Robocap.

1990- طراحی یک محصولی منحصراٌ برای ژاپن و درواقع اولین مشتری ژاپنی اش.

اولین نوع ماشین مکانیزه هرس باغبانی ارگونومیکی برای Woodzig . در این زمینه زیاب یک Bese برای این نوع محصول در تکنولوژی و بازار مشخص کرد.

1991- در زمینه پزشکی یک دستگاه دیالیز طراحی کرد و در مسابقه طراحی هم این محصول خود را کاندید کرد که جایزه بین المللی داوران را به خود اختصاص داد. ویژگی این ماشین کاهش لوله گذاری در بدن و آسان تر شدن دیالیز و کاهش عوارض آن بود.

1995- طراحی گیرنده THX کنوود Kenwood .

صفحه کنترل از راده دور Kenwood را که به هم متصل سخت افزار و نرم افزار آن را به صوت یک پارچه درآورد.

طراحی مونیتور HP ، تلویزونهای سری EP .

1996- طراحی برای شرکت Compaq به وجود آورد. Lap Top نیروی دریایی که تا 30 فوت (Foot) مسافت قابل تشخیص و تمایز بود. این پیشرفت Icony شد به عنوان یک هویت جدید برای طراحی Lap top برای سالهای آینده.

2000- USB Memory برای M. System بوسیله زیبا طراحی شد که 10000 واحد قابل اجرا برای IBM در 150 روز، این جرقه ای برای انقلاب در USB Memory های دستی در بازار بود.

2002- زیبا کمک کرد در توسعه رابطه Logitec (محصول : گوشی موبایل) در بدست آوردن هرچه بیشتر بازار و شعبه های بیشتر در جمعیت تجارتخانه ها.

2003- طراحی برای Microsoft – WacomKitchenaid

2004- برای توسعه شهری Portland در جنوب این منطقه اسکله ایجاد کرد.

 

مشتریها

از زمان راه اندازی، زیبا با گستره ی زیادی از مشتری ها در خلق ایده ها و تجربه های معتبر کار کرده است. مشتریانش اغلب گروهی از تجارتخانه ها و شرکتهای صنعتی است که همه آنها در یک چیز اشتراک دارند، میل داشتن به خلق محصولاتی که مردم مشتاق هستند. اولویت:  توجه به نظر مردم ایجاد و خلق صلاحیت و اعتبار در مورد تجارتخانه ها و مارک محصولاتی که مخصوص و ویژه اند و در بازار زیرکانه  عمیق وارد شده اند.

مشتریها همچنان کار خود را با زیباادامه میدهند. حداقل 7 تا از 10 مورد مشتری دوباره به زیبا مراجعه میکنند و این شرکت، طراحی یک چشم انداز بلند مدتی را برای پیشرفت عمیق تر به آنها ارائه می دهد.

برای دیدن تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

با تشکر از خانم محبوبه کامران که این مطلب را ترجمه و ارسال کردند.


موفقیت دوباره طراحان ایرانی

جمعه 5 بهمن 1386 01:01 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

چند طراح ایرانی موفق شدند طرح های منتخب مسابقه بین المللی dining 2015  را به خود اخصاص دهند.اسامی ایشان عبارتند از:امین وحیدیان- کار گروهی راحیل احمدی و هادی غفاری -کار گروهی روح الله مریخ پور, مینا میرزا حسین, نرگس آلام, هانی سقائیان, المیرا مناف نژاد, ساناز قائم مقامی و نواب بحرینی.

تصاویر زیر به ترتیب طرح های ایشان می باشد:


اتوره سوتساس درگذشت

سه شنبه 11 دی 1386 02:01 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

اتوره سوتساس( Ettore Sottsass) طراح  و آرشیتکت نامدار قرن حاضر روز دوشنبه در خانه اش  در میلان بر اثر بیماری آنفولانزا درگذشت.

در سال ۱۹۱۷ در اتریش متولد شد.تحصیلات خود را در رشته معماری در ایتالیا آغاز کرد و پس از اتمام کمپانی خود را در زمینه طراحی محصول و معماری در ۱۹۴۱ بنیان گذاری نمود.در ۱۹۵۸ به Olivetti پیوست.وی گروه طراحی ممفیس Memphis در ۱۹۸۱ بوجود آورد.طی ۵۰ سال فعالیت طراحی , کارهای زیادی در زمینه معماری , طراحی داخلی , طراحی محصول و گرافیک خلق نمود که بسیاری از آنها کارهای برجسته قرن بیستم محسوب می شوند و در موزه های معروف دنیا به نمایش درآمده اند.روحش شاد.

http://uk.news.yahoo.com/afp/20071231/ten-italy-art-design-sottsass-9700fcb_2.html

 


طراحی به روایت فیلیپ استارک

یکشنبه 18 آذر 1386 07:12 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

اگر اینترنت پرسرعت دارید می توانید به این آدرس رفته و طراحی به روایت طراح معروف فیلیپ استارک را در فیلمی ببینید:

http://www.designophy.com/article.php?id=1373


آشنایی با چند طراح با ایده های نوین

پنجشنبه 15 آذر 1386 01:12 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

http://www.superprototype.net/point/ben_en.html


طراحان معروف با آثاری در زمینه مبلمان

پنجشنبه 10 آبان 1386 07:11 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

http://www.design-technology.org/furnituredesignindexpage.htm


موزه طراحان

یکشنبه 29 مهر 1386 01:10 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

با مراجعه به سایت زیر می توانید مجموعه ای از طراحان معروف تاریخ را همراه با زندگینامه و آثارشان مشاهده و مطالعه نمایید:

http://www.designmuseum.org/design


کریم رشید

جمعه 27 مهر 1386 12:10 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

کریم رشید طراحیست که محصولات بسیاری برای کمپانیهای سراسر جهان طراحی نموده است.شهرتش در زمینه کار با پلاستیک ها, انواع فوم و مواد ترکیبیست.محصولاتی که وی طراحی می کند به لحاظ زیبایی شناسی جذاب و رنگارنگ است و بر حواس مخاطب تاثیر فراوان دارد.طراحی های وی در موزه های معروف دنیا وجود دارد.وی یکی از تاثیر گذارترین طراحان قرن به شمار می آید.

http://www.nationaldesignawards.org/award.asp?catID=pd&nameID=rashid


تاریخ طراحی صنعتی

چهارشنبه 4 مهر 1386 10:09 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

http://www.qdesign.co.nz/designhist.html


‌ Benjamin Hubert طرح های

سه شنبه 27 شهریور 1386 08:09 ق.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

http://www.benjaminhubert.co.uk/


نود ساله شد Ettore Sottsass

یکشنبه 25 شهریور 1386 12:09 ب.ظ
طبقه بندی:طراحان صنعتی، 

Ettore Sottsass در سال ۱۹۱۷ در اتریش متولد شد.تحصیلات خود را در رشته معماری در ایتالیا آغاز کرد و پس از اتمام کمپانی خود را در زمینه طراحی محصول و معماری در ۱۹۴۱ بنیان گذاری نمود.در ۱۹۵۸ به Olivetti پیوست.وی گروه طراحی ممفیس Memphis در ۱۹۸۱ بوجود آورد.طی ۵۰ سال فعالیت طراحی , کارهای زیادی در زمینه معماری , طراحی داخلی , طراحی محصول و گرافیک خلق نمود که بسیاری از آنها کارهای برجسته قرن بیستم محسوب می شوند و در موزه های معروف دنیا به نمایش درآمده اند.وی همچنان به طراحی مشغول است.


نازیلا محمد قلیزاده

وبلاگ تخصصی طراحی صنعتی


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :